10اوت ۲۰۲۶ - در مطالعه‌ای که به‌تازگی در مجله Scientific Reports منتشر شد، محققان عوامل مرتبط با ابتلای هم زمان به علائم افسردگی و اختلال شناختی خفیف (MCI) را در سالمندان «بسیار مسن» (۸۵ سال یا بالاتر)، به‌ویژه افراد مبتلا به دیابت نوع ۲(T2D)، بررسی کردند. این مطالعه مقطعی، ارتباطات مذکور را در ۱۸۸ فرد با استفاده از سنجش سطح سرمی ۲۵-هیدروکسی‌ویتامینD [25(OH)D]  در کنار ارزیابی‌های استاندارد نوروسایکولوژیک و متابولیک بررسی کرد.

یافته‌های این مطالعه نشان داد که شرکت‌کنندگانِ دارای هر دو عارضه(علائم افسردگی و MCI)، کمترین غلظت ویتامین D سرمی را داشتند. سطح پایین‌تر ۲۵-هیدروکسی‌ویتامین Dسرمی، حتی پس از تعدیل عوامل دموگرافیک و بالینی، به‌طور مستقل با وجود هر دو وضعیت در ارتباط باقی ماند. این یافته‌ها از انجام تحقیقات بیشتر پیرامون ویتامینD به عنوان یک متغیر مرتبط با سلامت خلق‌وخو و توانایی­های شناختی حمایت می‌کند، اما ارزش پیش‌بینی‌کنندگی یا درمانی آن را اثبات نمی‌کند.

پیشنه

بار جهانی دیابت نوع ۲در دهه‌های اخیر به‌سرعت افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود که به رشد خود ادامه دهد. این افزایش، با بار فزاینده بیماری‌های هم‌زمان سالمندی و روان‌پزشکی همراه است. مطالعات نشان داده‌اند که علائم افسردگی و اختلال شناختی اغلب در سالمندان مبتلا به دیابت همزمان رخ می‌دهند؛ الگویی که ممکن است بیانگر مکانیسم‌های پیچیدۀ پاتوفیزیولوژیک مشترک، شامل آسیب‌های ریزعروقی مغزی، تغییرات در ماده سفید مغز و تغییر در یکپارچگی سد خونی-مغزی باشد.

بنابراین، محققان عوامل بیولوژیکی مرتبط با این ‌ابتلای همزمان را بررسی کرده‌اند. شواهد نوظهور نوروبیولوژیک نشان می‌دهد که ویتامینD ممکن است به عنوان یک مولکول مهم نوروایمونومدولاتور (تنظیم‌کننده عصبی-ایمنی) عمل کند. این شواهد حاکی از آن است که ویتامین D ممکن است بر سنتز انتقال‌دهنده‌های عصبی، انعطاف‌پذیری سیناپسی و پاکسازی آمیلوئید بتا در نواحی قشر مغز و هیپوکامپ تأثیر بگذارد. با این حال، این مکانیسم‌های پیشنهادی در مطالعه حاضر بررسی نشدند. علی‌رغم این مسیرهای نظری، پیش از این اطلاعات اندکی در مورد غلظت ویتامین D سرمی در بزرگسالان ۸۵ سال یا مسن‌تر مبتلا به دیابت نوع ۲که دچار علائم افسردگی وMCI همزمان هستند، وجود داشت.

دربارۀ این مطالعه

مطالعۀ حاضر با هدف رفع این شکاف دانش، به بررسی همزمان سطوح ۲۵-هیدروکسی‌ویتامین D سرم و شناسایی عوامل بالینیِ مرتبط به‌طور مستقل با هم‌ابتلایی علائم افسردگی وMCI  در سالمندانِ بسیار مسنِ مبتلا به دیابت نوع ۲ِتأییدشده بالینی، پرداخت.

نمونه مورد مطالعه شامل ۱۸۸بیمار سرپایی مبتلا به دیابت نوع ۲بود که همگی قفقازی (میانگین سنی ۸۷/۳سال) بودند. شرکت‌کنندگان به‌صورت متوالی از یک کلینیک دیابت در لودزِ لهستان در فصل زمستان انتخاب شدند تا تغییرات فصلی سطح ویتامین D کاهش یابد. افراد دارای تشخیص افسردگی یا دمانس (زوال عقل) از مطالعه خارج شدند. بر اساس غربالگری GDS-30 و ارزیابی MCI مبتنی بر تستMoCA (با استفاده از معیارهای کنسرسیوم بیماری آلزایمر اروپا)، شرکت‌کنندگان در چهار گروه دسته‌بندی شدند: ۱. فقط علائم افسردگی (۲۵نفر)، ۲. فقطMCI (۵۲نفر)، ۳. داشتن همزمان علائم افسردگی وMCI (۳۸نفر)، و ۴. گروه مقایسه دیابت نوع ۲بدون علائم افسردگی یاMCI (۷۳نفر).

ارزیابی شرکت‌کنندگان در دو بخش انجام شد: نخست، محققان نمونه‌های خون صبحگاهی (در حالت ناشتا) را برای اندازه‌گیری سطح ۲۵هیدروکسی ویتامینD  سرمی با استفاده از روش الایزا(ELISA)  جمع‌آوری کردند. این مرحله از ارزیابی بیوشیمیایی همچنین شامل اندازه‌گیری هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، پارامترهای لیپیدی و قند خون پلاسمای ناشتا بود.

بخش دوم ارزیابی، شامل بررسی دقیق سوابق پزشکی، معاینه فیزیکی و آزمون‌های استاندارد عصب‌روان‌شناختی بود. در این بخش از مقیاس ۳۰ سؤالی افسردگی سالمندان (GDS-30) در کنار آزمون ارزیابی شناختی مونترال (MoCA) استفاده شد. برای شناسایی عواملی که به‌طور مستقل با وجود هم‌زمان علائم افسردگی و اختلال شناختی خفیف ارتباط داشتند، از مدل‌های رگرسیون لجستیک چندمتغیره استفاده شد؛ این مطالعه کاهش شناختی در طول زمان را بررسی نکرد.

یافته‌های مطالعه

نتایج نشان داد میانگین سطح ۲۵-هیدروکسی‌ویتامین  Dسرم در کل گروه مطالعه ۱۸٫۳۸ نانوگرم در میلی‌لیتر است؛ انحراف معیار نیز ۵٫۹ نانوگرم در میلی‌لیتر گزارش شد. اگرچه این میانگین کمتر از ۲۰ نانوگرم در میلی‌لیتر بود، محققان در این مطالعه آن را با یک آستانه بالینی مقایسه نکردند یا شرکت‌کنندگان را به‌طور رسمی بر اساس وضعیت ویتامین D طبقه‌بندی نکردند.

مقایسه‌های متعدد بین زیرگروه‌ها تفاوت‌های معناداری را نشان دادند. گروه مقایسه بالاترین میانگین غلظت ویتامین Dرا داشت: ۲۲٫۶۷نانوگرم در میلی‌لیتر. این مقدار در افراد دارای علائم افسردگی بدون اختلال شناختی خفیف، ۱۶٫۳۷نانوگرم در میلی‌لیتر بود (P < 0.001) و در افراد دارای اختلال شناختی خفیف بدون علائم افسردگی، ۱۶٫۶۰نانوگرم در میلی‌لیتر گزارش شد (P < 0.001). پایین‌ترین غلظت ویتامین Dدر گروه دارای  علائم افسردگی و اختلال شناختی خفیف هم‌زمان مشاهده شد و به ۱۳٫۸۶نانوگرم در میلی‌لیتر رسید (P < 0.001).

تحلیل‌های همبستگی جداگانه نشان دادند که در گروه دارای هر دو وضعیت، سطح ویتامین D سرم با غلظت  HbA1cهمبستگی منفی داشت (r = -0.85، P < 0.001). همچنین بین سطح ویتامین  Dو نمره  GDS-30همبستگی منفی مشاهده شد (r = -0.89، P < 0.001). به بیان دیگر، با افزایش سطح ویتامین D، میزان  HbA1cو شدت علائم افسردگی کمتر بود. غلظت 25هیدروکسی ویتامین  Dسرم با نمره شناختی  MoCAهمبستگی مثبت و قوی داشت (r = 0.76، P < 0.001)؛ یعنی سطوح بالاتر ویتامین  Dبا عملکرد شناختی بهتر همراه بود.

مدل چندمتغیره نشان داد که پایین‌تر بودن وضعیت ویتامین Dهمچنان به‌طور مستقل با افزایش احتمال داشتن هم‌زمان علائم افسردگی و اختلال شناختی خفیف ارتباط دارد. نسبت شانس تعدیل‌شده (aOR) برابر با ۰٫۷۷۳بود( فاصله اطمینان ۹۵درصدی: ۰٫۶۱ تا ۰٫۹۷ و مقدار P برابر با ۰٫۰۳ گزارش شد) .

عوامل دیگری نیز با افزایش احتمال هم‌زمانی این دو وضعیت ارتباط داشتند؛ از جمله سن بالاتر، با نسبت شانس تعدیل‌شده ۲٫۱۲؛ سال‌های کمتر تحصیل رسمی، با  aORبرابر با ۰٫۳۱؛ طول مدت بیشتر ابتلا به دیابت، با  aORبرابر با ۱٫۴۵؛ و بار بیشتر بیماری‌های هم‌زمان، با  aORبرابر با ۳٫۵۲.

به بیان دیگر، هر یک نانوگرم در میلی‌لیتر افزایش سطح سرمی 25هیدروکسی ویتامین  Dبا حدود ۲۳درصد کاهش در احتمال تعدیل‌شدۀ وجود هم‌زمان علائم افسردگی و اختلال شناختی خفیف همراه بود. سایر برآوردها به ازای هر یک سال افزایش سن، هر یک سال افزایش تحصیلات، هر یک سال افزایش طول مدت دیابت و هر بیماری همراه اضافی محاسبه شدند. بااین‌حال، تنها ۳۸شرکت‌کننده هر دو وضعیت را داشتند؛ بنابراین پیچیدگی و پایداری مدل آماری محدود بود.

نتیجه‌گیری

نویسندگان این مطالعه را نخستین بررسی سطح سرمی 25هیدروکسی ویتامین  Dو عوامل مرتبط با آن در افراد ۸۵ساله یا بالاتر مبتلا به دیابت نوع ۲ و دارای علائم هم‌زمان افسردگی و اختلال شناختی خفیف توصیف کردند. یافته‌ها وجود یک ارتباط را نشان می‌دهند، نه یک رابطه زیستی یا علّی را؛ بنابراین، این نتایج ویتامین D را به‌عنوان نشانگر زیستی خطر عصبی یا درمانی برای کاهش شناختی تأیید نمی‌کنند.

از آنجایی که سطح ویتامین D، علائم افسردگی و عملکرد شناختی هم‌زمان اندازه‌گیری شدند، مطالعه نمی‌تواند مشخص کند کدام‌یک زودتر ایجاد شده است. احتمال علیت معکوس نیز وجود دارد؛ به این معنا که وضعیت سلامت نامطلوب‌تر، ضعف جسمانی، کاهش فعالیت در فضای باز و تغذیه ناکافی ممکن است همگی به پایین‌تر بودن سطح ویتامین  Dمنجر شوند.

اندازه کوچک زیرگروه‌ها، انجام مطالعه در یک مرکز، معیارهای سخت‌گیرانه برای حذف افراد و تنوع جمعیت‌شناختی محدود، قابلیت تعمیم نتایج را نیز کاهش می‌دهند. همچنین، احتمال وجود عوامل مخدوش‌کننده باقیمانده ــ عوامل مؤثری که در مدل چندمتغیره محدودشده وارد نشده‌اند ــ همچنان وجود دارد.

برای تأیید این نتایج و مشخص شدن جهت زمانی و اهمیت بالینی این ارتباط‌ها، انجام مطالعات آینده‌نگر بیشتری ضروری است. پیش از نتیجه‌گیری درباره مصرف مکمل یا تعیین دوز مناسب، باید کارآزمایی‌های مداخله‌ای تصادفی‌سازی‌شده انجام شود. یافته‌های فعلی، مصرف ویتامین D را به‌عنوان راهبردی پیشگیرانه یا درمانی توصیه نمی‌کنند.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20260803/Study-links-lower-vitamin-D-to-mood-and-cognitive-health-in-adults-over-85-with-diabetes.aspx